نوشته شده در ژوئیه 12, 2011 به وسیلهٔ پيشگام
گفتمان دیگر هنوز در بیکران ذهن تاریخ و موجودیت انسان اندیشهایی به وسعت جهان هستی میچرخد تا دگر، تولیدگری ثروت و افکار آگاه گرانه در نقطهایی غنی که هویت انسانهایش تعمدن وجود خارجی ندارد پدیدهی بیراهه و ناروشنیها را برنتابد! آری! آنجا که: عدم دسترسی عمومی به امکانات بقا، اجبار همزیستی محرومیت و اختناق فزاینده [...]
دستهبندیشده در: امواج رهائی، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئیه 1, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
آن شبهای سرخ امواج رهایی فکرنکن زچشم دلها پنهانی باورکن ! باورکن! چو شمع فروزانی در آسمان عشق همان ستارهی سرخ سوزانی آتشین قلبم را ببین درین شبهای تبعید و زندانی… آه…! تو نیستی اینجا چو نبودِ آزادی! که چهها میکشم ز هجرانت با غم تنهایی … ز کدامین ستاره [...]
دستهبندیشده در: امواج رهائی، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مارس 27, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
کبوتر درون و سپیدهی صبح نگاهت ، ستارهی تابانی پرگشودنت، بشارت آزادی تو! پرندهی غنوده در بارانی رنج تاریخیات نهانی در تو هست هنوز توانی بشکن قفس را رها کن خود و مرا بخوان در راه، آن سرود را که: ماییم! دل شکسته زبیداد زمانیم دگر، صورهای ظلم را برنتابیم دریاب ! دریاب
دستهبندیشده در: امواج رهائی، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مارس 23, 2011 به وسیلهٔ پيشگام
به یاد جاودانه جوانههای سرافراز تاریخ سرخمان و برای مادران سرخ دهههای سوگوار دیارم مفهوم بهار سرخ آزادی د یدیم که در آغاز بهاران شکفت لاله زاران سراسر غرش رعد و توفان ابر و باران نگاه پر زشوق حسرت و انتظار مادران که چرا؟
دستهبندیشده در: امواج رهائی، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مارس 29, 2010 به وسیلهٔ پيشگام
آن شبهای سرخ فکر نکن زچشم دلها پنهانی باور کن ! باور کن! چو شمع فروزانی در آسمان عشق همان ستارهی سرخ سوزانی آتشین قلبم را ببین درین شبهای تبعید و زندانی… آه…! تو نیستی اینجا چو نبودِ آزادی! که چهها میکشم ز هجرانت با غم تنهایی … ………
دستهبندیشده در: امواج رهائی، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 22, 2009 به وسیلهٔ پيشگام
بیاد بشارت دهندگان بهار سرخ، رفقا: بیژن جزنی، مهرداد چمنی، سعید سلطانپور پرتو جانها چهها کشیدیم ز دست دورانهایی که بی رحمانه سوخت!؟ دیدی چه رفت برجانهایی که در آماج صبحگاهان غنود؟ آی جانها! هزارهها! دادها! بیدادها! فریادها! یادها! …
دستهبندیشده در: امواج رهائی، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در اوت 17, 2009 به وسیلهٔ پيشگام
به یاد جاودانه جوانههای سرافراز تاریخ سرخمان و برای مادران سرخ دهههای سوگوار دیارم مفهوم بهار سرخ آزادی د یدیم که در آغاز بهاران شکفت لاله زاران سراسر غرش رعد و توفان ابر و باران نگاه پر زشوق حسرت و انتظار مادران که چرا؟ نور چشمیاش را پوشانده است آن! بهار سرخ، سرشته بیکپارچگی تن [...]
دستهبندیشده در: امواج رهائی، شعر | بیان دیدگاه »