رفیق فدائی شهید بهروز دهقانی

به یاد رفیق بهروز دهقانی

به یاد رفیق بهروز دهقانی در سالروز شهادت بهروز دهقانی متولد ۱۳۱۸ در شهر تبریز، فرزند یک خانواده فقیر کارگری بود. پدرش مثل ملیونها نفر از مردم زحمتکش میهن ما کار ثابتی نداشت و زندگی خانواده خود را با اشتغال به کارهای گوناگون می‌گذراند. کارگری در کارخانه نخ ریسی، چاه کنی، میرابی، فعلگی، خرده فروشی [...]

مختصری درباره‌ی آثار ادبی رفیق شهید بهروز دهقانی-ادبیات کارگری۱۲

ادبیات کارگری – ۱۲ مختصری درباره‌ی آثار ادبی رفیق شهید بهروز دهقانی رفیق بهروز دهقانی در یک خانواده فقیر کارگری بدنیا آمد، در ١٦ سالگی، علیرغم علاقه فراوانش به ادامه‌ی تحصیل، به علت فقر کشنده‌ی خانواده، درس را رها کرد و شغل معلمی را برگزید. دروره‌ی دو ساله‌ای در دانشسرای مقدماتی تبریز گذراند و سپس [...]

نقدی بر "بچه های کوچک این قرن" – رفیق بهروز دهقانی

نقدی بر «بچه های کوچک این قرن« رفیق بهروز دهقانی دم زدن در هوای آلوده فراموشی می آورد و خاموشی. آنهائی که چنين هوائی را فرو می دهند هرگز تصورش رانمی کنند که بيرون از چهار ديواری عقلشان هوای تازه و پاکيزه ای هست. زندگی را در بست قبول کرده اند و درنظرشان همه چيز [...]

مزارات متبرکۀ دارالسلطنۀ تبریز – صمد بهرنگی و بهروز دهقانی

مزارات متبرکۀ دارالسلطنۀ تبریز صمد بهرنگی و بهروز دهقانی محمدرضا طباطبائی در کتاب اولادالاطهار آورده است که تنها «در قبرستان گجیل چهارصد نفر از مشایخ و علما و عرفا مدفونند». تو خود حدیث … امروزه روز اکثر این مقابر مبارک از بین رفته است و نام و نشانی ندارد. هفت، هشت تای باقی مانده که [...]

لال بازی (شعر خاموش) – رفیق بهروز دهقانی

لال بازی (شعر خاموش) رفیق بهروز دهقانی پانتوميم (لال بازی)نمایشنامه بی گفتاری است که به وسيله یک یا چند بازیگر اجرا می شود. در اینگونه نمایش،نویسنده بی آنکه نيازی به سخن داشته باشد، با زبان نگاه و حرکات بدن بازیگر، آنچه گفتنی است باز می گوید. شاید اولين نمایش های بشری بی گفتار بوده است. [...]

لمپن‌های نهضت مشروطه – رفيق بهروز دهقانی

لمپن‌های نهضت مشروطه، مقاله‌ای از رفيق بهروز دهقانی پیش از معرفی لمپن‌هائی که در جنبش مشروطیت نقشی داشته‌اند باید ابتدا به اجمال بررسی کنیم که لمپنیزم چیست ؟ «لمپن» اصطلاح عامی است برای كسانی كه درتوليد شركتی ندارند، با اينهمه از دسترنج اجتماع سهمی می‌برند. قارچهائی هستند روئيده بر پيكر درخت اجتماع، و ای بسا [...]

علفهای هرز – کارل سندبرگ، ترجمۀ بهروز دهقانی

علفهای هرز از وقتی که تر بچه‌های زودرس در می‌آیند تا وقتی که ذرت قد می‌کشد «هنری هکرمن» خواب آلود وجین می‌کند در دهکده به ضد علفهای هرز قانونهائی هست قانون می‌گوید علف هرز به خطاست باید کشته شود، علفها می‌گویند زندگی چیز سفید و قشنگی است و همینطور فوج فوج و بی امان در [...]

پیکرۀ طلائی – بهروز دهقانی

پیکرۀ طلائی بهروز دهقانی خبرنگار روزنامه دم در ایستاد، و بند دوربین عکاسی را روی شانه‌اش جابجا کرد. در بزرگی بود با گل میخهای درشت برنجی. کوبه‌اش اژدهائی بود که زبانش را بیرون آورده بود. نوک زبان اژدها را گرفت بدر زد. صدا درهشتی پیچید. صدا و هیاهوی بچه‌ها هر لحظه بیشتر می‌شد. دیگر نمی‌شد [...]

بزهای ملا رجب – بهروز دهقانی

بزهای ملا رجب اثر : بهروز دهقانی نوروز به در انبار تکیه داده بود. کتاب بزرگ جغرافیا روی زانویش باز بود، اما نمی‌خواند. کنار او علی خم شده بود و تند تند مشقهایش را می‌نوشت. از لای در یک لنگه‌ای که باز بود تک و توکی درخت بادام و بعد کشتزارها دیده می‌شد و آخر [...]

ملخ‌ها – بهروز دهقانی

ملخ‌ها رفيق بهروز دهقانی آن سال محصول ما خوب بود. اول‌هاش آب نبود. نصف محصول خشک شد بعد باران بارید و بند آمد. افسوس کمی دیر سیل آمد و هر چه گیر آورد شست و با خود برد. از این‌ها که بگذریم، چون عادی است و همیشه اتفاق می‌افتد، حادثه دیگری نیفتاد که ما را [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.