سه نما از زندگي زنان

سه نما از زندگي زنان هاله صفرزاده باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد: – باران لعنتي . ول كن هم نيست. برگشتم نگاهش كردم. حداكثر سي [...]

یک داستان واقعی

برادران دامیاری: کارگران پروژه ای کانون مدافعان حقوق کارگری كانون مدافعان حقوق كارگر- گزارش زير، قصه اي واقعي از زندگي كارگران پروژه اي است كه براي كانون مدافعان حقوق كارگر ارسال شده است و بيانگر آن است كه همچنان مساله ي ايمني و امنيت محيط كار يكي از مشكلات اصلي اين كارگران است. انگار فراموش [...]

بز ریش سفید – صمد بهرنگی

بز ریش سفید شنیدم كه در همین ده خودمان روزی بز حاجی مهدی آقا گر شد و آن را ول كردند توی صحرا، بعد بره ی خل میرزا كدخدای ده دیگر، بعد سگ حاجی قاسم خودمان و بعد هم گوساله ی مشهدی محمد حسن. این چهار تا وسط بیابان همدیگر را پیدا كردند و رفیق [...]

زیر باران

زیر باران احمد محمود هوا كه تا چند لحظه قبل تاسیده بود،رنگی نیمه روشن گرفت.خورشید پریده رنگ،از شكاف ابرها سرك كشید و تراكم ابرها را در هم ریخت.از شب قبل یك رگبار شدید پاییزی در شرف باریدن بود. گاهی گستره آسمان قیر اندود می‌شد و زمانی رنگ سربی می ‌گرفت و حالا كه خورشید از [...]

نمایشنامه

 نمایشنامه شاخه….گل نویسنده و كارگردان : سیروس كفایی رنگ زنانه بی گناه است ! مقدمه این نمایش برای اولین باردر تاریخ بیست و پنحم نوامبر دو هزار و هفت در شهر لاهه- هلند به دعوت» كارزار زنان» به روی صحنه آمد. در این اجرا بجز راوی دیالوگی وجود نداشت . نوازنده نیز در دسترس نبود [...]

اخراجی ها

  اخراجی ها ع. یزدانی پرده ی اول شخصیت ها: رجب، حبیب، مینا و زهره صحنه: محوطه ی پذیرایی خانه ای کارگری و خانه ی حبیب و مینا حبیب و رجب هر کدام در گوشه ای کز کرده و درفکرند. مینا لیوانی آب و بسته ای قرص برای حبیب و استکانی چای برای رجب می [...]

داستان کوتاه

داستان کوتاه – زنده ها را قرنطينه کنيد ! – روزگارم را سياه کرده بودند.گاه و بی گاه به خانه می ريختند.يکی شان چارچشمی مرا می پاييد دست از پا خطا نکنم. رئيس شان می گفت: مراقب باش فرار نکند. من ميگفتم فرار چرا؟ چرا بايد فرار کنم؟! من که گناهی نکرده بودم. آنها همه [...]

سکوی پیر – نوشته ماکسیم گورکی

یکی از مبحث‌های طولانی و دیرپای جنبش کمونیستی، روی نوع تشکل‌های صنفی، سیاسی و طبقاتی کارگران است که تا امروز بیشترین انرژی را از طبقه کارگر و حامیان آن گرفته، علیرغم اینکه طبقه کارگر ایران تا حدودی گامهايی در این زمینه برداشته و تشکلهايی خیلی محدود ایجاد نموده، اما مبحث تشکل‌یابی و نوع تشکل‌های کارگری [...]

نينا – رمانی از ثابت رحمان

رمانی از ثابت رحمان که در سال ۱۹۴۹ نگارش یافت.  این رمان در رابطه با مبارزات انقلابی کارگران و زحمتکشان باکو در سالهای ۱۹۰۱-۱۹۰۴ است. نام این رمان، از چاپخانه‌ای به همین نام گرفته شده که چاپخانه‌ای مخفی بود و بعدها به موزه تبدیل شد. در طول رمان، تا اواسط آن، از این چاپخانه (به [...]

داستان

داستان پيرزن لهستاني 1 مي گويد همه اين ها را توي دفترچه خاطراتش نوشته بوده و توي خاك باغچه چالش كرده، مي گويد توي وصيت نامه اش نشاني داده و كسي محل نگذاشته تا اين كه اين آخرين نوه رفته با بيلچه سه كنج ديوار را كنده و دفترچه را پيدا كرده، دفترچه كاهي توي [...]

چاره رنجبران وحدت تشکیلات است – خیرالله حسنوند

چاره رنجبران وحدت تشکیلات است هوا فوق العاده سرد و جاده یخبندان است و ماشین‌ها در حال تردد هستند، مثل هر اتوبان دیگری بعضی‌هاشان زنجیر چرخ بسته و با اعتماد بیشتری می‌راندند و بعضی وسایل نقلیه دیگر بدون زنجیر چرخ هستند، سرعت ماشین‌های سنگین در این میان از همه بیشتر است، راننده‌های این ماشین‌ها که [...]

سعید سلطانپور – نمایشنامۀ ايستگاه

گرامی باد یاد رفیق سعید سلطانپور  ايستگاه نمایشنامه ای از سعيد سلطانپور – تابستان چهل و پنج آدم ها: _بليط فروش _ کفاش _ جوان _ پيرمرد _ پليس _اکبرآقا

صبحگاهان محنت و نشاط – خیرالله حسنوند

صبحگاهان محنت و نشاط خیرالله حسنوند سر و صدای گنجشک‌های عجول و عصبی، همراه با حرکات تند آنها روی شاخه‌های درختان بلند گوشه میدان، پارس دوسگ ولگرد وعقب نشینی آن‌ها از قرق شبانه خیابان که به سمت حاشیه شهر می‌روند، زوزه موتورسیکلتی که فشار یک بازو و مچ کارگری زحمتکش آن را به نرمی، یکنواخت [...]

"تراژدی رحمان عزیزی ودیسیپلین شرکت" – خیرالله حسنوند

«تراژدی رحمان عزیزی ودیسیپلین شرکت» بیاد کمونیست انقلابی و جان باخته احمد غلامیان لنگرودی – رفیق هادی خیرالله حسنوند کارگران در شکل انبوه از سرویس ها پیاده می شوند ، همان طور که به درب ورودی کارگاه نزدیک می شوند ، صف خود را مرتب می کنند تا در موقع ورود بهتر زیر نگاه حراست [...]

شگفتی "کار" – خیرالله حسنوند

خیرالله حسنوند شگفتی «کار» تقدیم به کارگران پروژه، کارگران روز مزد فصلی و همه‌ی کارگران آواره شهر و روستا چهره‌های تیره و بدون آب و رنگ، چشم‌های آشفته و در گودی افتاده، بیخوابی و کابوس‌های شبانه را معنی می‌کرد، بهم ریختگی سر و وضع ظاهر و نامرتب بودن لباس و پوشاک مردم حکایت از پادوئی‌های [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.