شاهزاده بیمار – سامی باوی

شاهزاده بیمار ناگهان در تمام قلمرو پادشاهی این خبر پیچید که شاهزاده، شاهزاده جوان و زیباروی بیمار شده است. شبانان شب هنگام که گله‌های ترسیده خود را گرد می‌آوردند این بلا را از زمین و آسمان شنیدند، از سربازانی که بر شیپورهای برنجی خود می‌دمیدند و باد را از صدای سازشان پر می‌کردند، از صدای [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.