نوشته شده در مه 24, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
برگزیده ای از کتاب آوازهای بند اثر رفیق سعید سلطانپور بهار پنجاه و یک با خاطره ی رفیق شهیدم پویان با گل ها و پرچم هایت ای بهار امسال از سرزمین ما مگذر بهار با گیسوی افشان بیدین ها شادمانه و آرام در بازمان های برف پیش می آید پیش می آید
دستهبندیشده در: امیر پرویز پویان، سعید سلطانپور، شعر | برچسبها: پویان، آوازهای بند، بهار پنجاه و یک، سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در فوریه 24, 2012 به وسیلهٔ فرهنگ
سروده های سعید سلطان پور آوازهای بند از پاییز سال ١۳۴۷ تا بهار سال ١۳۵١ کتاب کامل ——- اگر از خواب برآید بیمار این مرد ژنده کیست این مرد ژنده کیست که دیری ست با نعره اش زمین و زمان را از هم نمی درد؟ و زخم تافته اش را از انتهای شب،به شبی [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در فوریه 14, 2012 به وسیلهٔ فرهنگ
ماه بهمن،سرخ ترین ماه آرمان و انقلاب خلق سعید سلطانپور برگرفته از نشریه کار شماره ٩٦ ماه بهمن،خونین ترین و شکوهمندترین ماه در تاریخ جنبش انقلابی خلقهای ستمدیده و پیشگامان سرخ و رزمنده ی آن است.هرروز بهمن،در تقویم مبارزات خلق برگی ست خونین که چون سپیده دمان گلگون رهائی و ازادی می درخشد. دست عاشقان [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئیه 19, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
در پایگاه رعد رفیق سعید سلطانپور از مجموعه اشعار کتاب آوازهای بند سخت و سترگ با قلبی از سپيده و جوبار در پهنه ی زمانه در پهنه ی زمان چون جنگلی تناور خشمنده و مهيب و چرخانم روی ستيغ «گفتن» و با هزار شاخه ی گریان جوبارهای روشن آوندهای خویش
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئن 27, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
متن کامل کتاب نوعی از هنر نوعی از انديشه رفیق سعيد سلطانپور اکنون که در جوامع طبقاتی، بيش از هر زمان ديگر، هنر و انديشه به مثابه سلاحی ارزان و مؤثر، بازار دارد و وسيلهای جادوئی برای ماندگاری طبقه وابسته به امپرياليسم جهانی است و همواره در جهت تحقير و تحميق مردمان محروم و عامی [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئن 26, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
آثار فدائی شهید،سعید سلطانپور در حیطه شعر: – صدای میرا -آوازهای بند _ از کشتارگاه در حیطه نقد و بر رسی و مقاله: – ایستگاه – حسنک -عباس آقا،کارگر ایران ناسیونال – مرگ بر امپریالیسم نمایش نامه هائی که رفیق از دیگران اجرا کرده است:
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئن 25, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
خلق به تو سلام می کند سعید سلطانپور خلق به تو سلام می کند سعید سلطانپور در واژه واژه های سرود های رهائی در بند بند سرودهای آتش و خون تو می مانی در قلب خلق گل می دهی در قلب های ما که بسیاریم،بسیار از ظهر تا غروب،از غروب تا صبح به بسیاری [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئن 24, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
یاد نامه فدائی شهید سعید سلطانپور ستاره سرخ ادبیات انقلابی فدائی شهید ،رفیق سعید سلطانپور،شاعر،نویسنده،بازیگر و کارگردان تئاتر در سال ۱۳۱۹ در یکی از شهرهای خراسان پا به جهان نهاد و پس از سالها مبارزه در راه آرمانهای انقلابی و آزادی توده های تحت ستم ایران و تحمل در زندانهای رژیم منفور پهلوی و حکومت [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئن 22, 2011 به وسیلهٔ پيشگام
۳۱ خرداد ۱۳۶۰: سالروز جانباختن شاعر و هنرمند کمونیست سعید سلطانپور. سعید سلطانپور در ٢٧ فروردین ٦٠ در شب عروسیاش توسط مزدوران رژیم دستگیر و در ٣١ خرداد همان سال توسط رژیم اعدام شد. سالروز شهادت فدائی خلق رفیق سعید سلطانپور ببین هنوز از این قتلگاه می خوانم، صدای خسته من رنگ دیگری دارد، صدای [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در فوریه 13, 2011 به وسیلهٔ پيشگام
رودخانه پويان اثر: رفیق سعید سلطانپور خون گوزن، جنگل پويان ديگری ست بعد از صدای پويان بعد از حريق سوخته ی خون شعله ور بعد از حريق توفان بعد از صدای جنگل ايران ديگر مانند رودخانه ی خونينی ست بر صخره های سختی می راند از قله های رنج فرو می ريزد در دره [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور، شعر | برچسبها: جنگل پويان، رودخانه پويان | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژانویه 4, 2011 به وسیلهٔ پيشگام
در پایگاه رعد برگزیده شعر از کتاب آوازهای بند اثر رفیق سعید سلطانپور سخت و سترگ با قلبی از سپيده و جوبار در پهنه ی زمانه در پهنه ی زمان چون جنگلی تناور خشمنده و مهيب و چرخانم
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در دسامبر 31, 2010 به وسیلهٔ پيشگام
برگزیده شعر از کتاب آوازهای بند اثر رفیق سعید سلطانپور تا آسمان دلتا قلب مرا بردارید قلب مرا بردارید این قلب، این ستاره ی خونین را این خون خشمگین را این ارغوان کوهی را که می چرخد در توفان و نعره می کشد از آتش جگر در باد
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در دسامبر 9, 2010 به وسیلهٔ پيشگام
از کشتارگاه (مجموعه کامل اشعار) – بهار ۵۱ – تابستان ۵۶ سعید سلطانپور با خاطرهی شهیدان به پیشتازان جنبش نوین انقلابی ایران سعید سلطانپور، دبیر دبیرستانهای تهران (٥٣-٣٩)، شاعر و کارگردان تئاتر است. «صدای میرا»، «از کشتارگاه «(شعر)، «حسنک»، «ایستگاه» (نمایشنامه)، «نوعی از هنر، نوعی از اندیشه» (نقد اجتماعی تئاتر)، «ریشههای تئاتر [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در دسامبر 6, 2010 به وسیلهٔ پيشگام
گرامی باد یاد رفیق سعید سلطانپور ايستگاه نمایشنامه ای از سعيد سلطانپور – تابستان چهل و پنج آدم ها: _بليط فروش _ کفاش _ جوان _ پيرمرد _ پليس _اکبرآقا
دستهبندیشده در: داستان - نمايشنامه، سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در نوامبر 30, 2010 به وسیلهٔ پيشگام
رودخانه پويان اثر: رفیق سعید سلطانپور خون گوزن، جنگل پويان ديگری ست بعد از صدای پويان بعد از حريق سوخته ی خون شعله ور بعد از حريق توفان بعد از صدای جنگل ايران ديگر مانند رودخانه ی خونينی ست بر صخره های سختی می راند از قله های رنج فرو می ريزد در دره [...]
دستهبندیشده در: سعید سلطانپور، شعر | بیان دیدگاه »