بهار پنجاه و یک – سعید سلطانپور

برگزیده ای از کتاب آوازهای  بند اثر رفیق سعید سلطانپور بهار پنجاه و یک با خاطره ی رفیق شهیدم پویان با گل ها و پرچم هایت ای بهار امسال از سرزمین ما مگذر بهار با گیسوی افشان بیدین ها شادمانه و آرام در بازمان های برف پیش می آید پیش می آید

سروده های سعید سلطان پور

سروده های سعید سلطان پور آوازهای بند از پاییز سال ١۳۴۷ تا بهار سال ١۳۵١ کتاب کامل   ——- اگر از خواب برآید بیمار این مرد ژنده کیست این مرد ژنده کیست که دیری ست با نعره اش زمین و زمان را از هم نمی درد؟ و زخم تافته اش را از انتهای شب،به شبی [...]

سعید سلطانپور

ماه بهمن،سرخ ترین ماه آرمان و انقلاب خلق سعید سلطانپور برگرفته از نشریه کار شماره ٩٦ ماه بهمن،خونین ترین و شکوهمندترین ماه در تاریخ جنبش انقلابی خلقهای ستمدیده و پیشگامان سرخ و رزمنده ی آن است.هرروز بهمن،در تقویم مبارزات خلق برگی ست خونین که چون سپیده دمان گلگون رهائی و ازادی می درخشد. دست عاشقان [...]

در پایگاه رعد

در پایگاه رعد رفیق سعید سلطانپور از مجموعه اشعار کتاب آوازهای بند سخت و سترگ با قلبی از سپيده و جوبار در پهنه ی زمانه در پهنه ی زمان چون جنگلی تناور خشمنده و مهيب و چرخانم روی ستيغ «گفتن» و با هزار شاخه ی گریان جوبارهای روشن آوندهای خویش

نوعی از هنر نوعی از انديشه

متن کامل کتاب نوعی از هنر نوعی از انديشه رفیق سعيد سلطانپور اکنون که در جوامع طبقاتی، بيش از هر زمان ديگر، هنر و انديشه به مثابه سلاحی ارزان و مؤثر، بازار دارد و وسيله‌ای جادوئی برای ماندگاری طبقه وابسته به امپرياليسم جهانی است و همواره در جهت تحقير و تحميق مردمان محروم و عامی [...]

آثار فدائی شهید،سعید سلطانپور

آثار فدائی شهید،سعید سلطانپور در حیطه شعر: – صدای میرا -آوازهای بند _ از کشتارگاه در حیطه نقد و بر رسی و مقاله: – ایستگاه – حسنک -عباس آقا،کارگر ایران ناسیونال – مرگ بر امپریالیسم نمایش نامه هائی که رفیق از دیگران اجرا کرده است:

خلق به تو سلام می کند

خلق به تو سلام می کند سعید سلطانپور خلق به تو سلام می کند سعید سلطانپور در واژه واژه های سرود های رهائی در بند بند سرودهای آتش و خون تو می مانی در قلب خلق گل می دهی در قلب های ما که                                        بسیاریم،بسیار از ظهر تا غروب،از غروب تا صبح به بسیاری [...]

یاد نامه فدائی شهید سعید سلطانپور

یاد نامه فدائی شهید سعید سلطانپور ستاره سرخ ادبیات انقلابی فدائی شهید ،رفیق سعید سلطانپور،شاعر،نویسنده،بازیگر و کارگردان تئاتر در سال ۱۳۱۹ در یکی از شهرهای خراسان پا به جهان نهاد و پس از سالها مبارزه در راه آرمانهای انقلابی و آزادی توده های تحت ستم ایران و تحمل در زندانهای رژیم منفور پهلوی و حکومت [...]

سعید سلطانپور

۳۱ خرداد ۱۳۶۰: سالروز جان‌باختن شاعر و هنرمند کمونیست سعید سلطانپور. سعید سلطانپور در ٢٧ فروردین ٦٠ در شب عروسی‌اش توسط مزدوران رژیم دستگیر و در ٣١ خرداد همان سال توسط رژیم اعدام شد.  سالروز شهادت فدائی خلق رفیق سعید سلطانپور ببین هنوز از این قتلگاه می خوانم، صدای خسته من رنگ دیگری دارد، صدای [...]

رودخانه پويان – رفیق سعید سلطانپور

رودخانه پويان اثر: رفیق سعید سلطانپور   خون گوزن، جنگل پويان ديگری ست بعد از صدای پويان بعد از حريق سوخته ی خون شعله ور بعد از حريق توفان بعد از صدای جنگل ايران ديگر مانند رودخانه ی خونينی ست بر صخره های سختی می راند از قله های رنج فرو می ريزد در دره [...]

در پایگاه رعد – سعید سلطانپور

در پایگاه رعد برگزیده شعر از کتاب آوازهای  بند اثر رفیق سعید سلطانپور سخت و سترگ با قلبی از سپيده و جوبار در پهنه ی زمانه در پهنه ی زمان چون جنگلی تناور خشمنده و مهيب و چرخانم

تا آسمان دلتا – سعید سلطانپور

برگزیده شعر از کتاب آوازهای  بند اثر رفیق سعید سلطانپور تا آسمان دلتا   قلب مرا بردارید قلب مرا بردارید این قلب، این ستاره ی خونین را این خون خشمگین را این ارغوان کوهی را که می چرخد در توفان و نعره می کشد از آتش جگر در باد

از کشتارگاه – سعید سلطانپور

از کشتارگاه   (مجموعه کامل اشعار)  – بهار ۵۱ – تابستان ۵۶ سعید سلطانپور   با خاطره‌ی شهیدان به پیشتازان جنبش نوین انقلابی ایران   سعید سلطانپور، دبیر دبیرستانهای تهران (٥٣-٣٩)، شاعر و کارگردان تئاتر است. «صدای میرا»، «از کشتارگاه «(شعر)، «حسنک»، «ایستگاه» (نمایشنامه)، «نوعی از هنر، نوعی از اندیشه» (نقد اجتماعی تئاتر)، «ریشه‌های تئاتر [...]

سعید سلطانپور – نمایشنامۀ ايستگاه

گرامی باد یاد رفیق سعید سلطانپور  ايستگاه نمایشنامه ای از سعيد سلطانپور – تابستان چهل و پنج آدم ها: _بليط فروش _ کفاش _ جوان _ پيرمرد _ پليس _اکبرآقا

رودخانه پويان – رفیق سعید سلطانپور

رودخانه پويان اثر: رفیق سعید سلطانپور   خون گوزن، جنگل پويان ديگری ست بعد از صدای پويان بعد از حريق سوخته ی خون شعله ور بعد از حريق توفان بعد از صدای جنگل ايران ديگر مانند رودخانه ی خونينی ست بر صخره های سختی می راند از قله های رنج فرو می ريزد در دره [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.