نوشته شده در مه 26, 2012 به وسیلهٔ فرهنگ
«دار- بست« در مرگ » نصيب «، كارگر 22 ساله افغاني افتاده روي خاک دراز به دراز با دهان كف كرده ساعت هشت صبح پنجرهها سرك ميكشند بيدار نميشود نه نميشود افتاده است نصيب از ارتفاع طبقهي 5 در ساختمان رياحي روي زمين و حفره اي در چشمش و چسبيده خون به ميلگرد بيرون زده [...]
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 24, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
برگزیده ای از کتاب آوازهای بند اثر رفیق سعید سلطانپور بهار پنجاه و یک با خاطره ی رفیق شهیدم پویان با گل ها و پرچم هایت ای بهار امسال از سرزمین ما مگذر بهار با گیسوی افشان بیدین ها شادمانه و آرام در بازمان های برف پیش می آید پیش می آید
دستهبندیشده در: امیر پرویز پویان، سعید سلطانپور، شعر | برچسبها: پویان، آوازهای بند، بهار پنجاه و یک، سعید سلطانپور | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 10, 2012 به وسیلهٔ فرهنگ
شعری از غاده السمان شاعری توانا از سوریه اگر به خانهی من آمدی برایم مداد بیاور مداد سیاه میخواهم روی چهرهام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم! یک مداد پاک کن بده برای محو لبها نمیخواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند! [...]
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 8, 2012 به وسیلهٔ فرهنگ
«اول ماه مه» من در توام و تو در من و امتزاج ما معناي فراخ حتا – در سلولي تنگ فلزبان ١٦فروردين ٩١ منبع كانون مدافعان حقوق كارگر
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 7, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
مرضیه احمدی اسکوئی آموزگار، نویسنده، شاعر، چريک فدایی خلق هان ای شکسته دیوار سست نهاد! دورنیست روزی که در جای از بن ویران ات کنیم هان ای زنجیرهای سنگین پولاد دور نیست روزی که هر حلقه تان را بر گردن کثیف مزدوران بفشاریم تا چشم های حریص شان بر سرزمین مان بسته باد
دستهبندیشده در: مرضیه احمدی اسکوئی، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 27, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
به مناسبت روز جهانی کارگر خواستم شعری برايت بگويم کارگر شعری از دستان پر پینهات شعری از قلب پر کینهات شعری از درد، شعری از رنج شعری از کاخ ستمگر شعری از کوخ تو رنجبر
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 26, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
به مناسبت روز جهانی کارگر و تقدیم به خاطره جاودان رفقا جلیل انفرادی – جهانگیر قعله میاندوآب آنجا که سیمای من میشکند و چروک چهرهام نشان از گذر لحظههای سنگین میدهد من فریاد برداشتهام آی! بیایید، با جان و دل مرا استثمار کنید! من خوشحال میشوم …………..
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 24, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
هر روز اول اردیبهشت! بهار با جشنوارهای از عطریاسها به اردیبهشت – ماه خرمی و سبزه – پای مینهاد باد توان دهندۀ «بیژن» و همرزمان بند حماسۀ پایداری را به گل نشسته بود بهار بود دامن کشان و جلوه کنان بهار آمده بود همراه نغمۀ امید مرغکان *****
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 22, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
بیا ،ای ماه مه ! اثر شاعر ایتالیائیpietro gore بیا ای ماه مه خلق ها انتظارات را می کشند جان های آزاد بر تو درود می فرستند ای عید مهربان کارگران! به افتخار آفتاب تابان شو
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 21, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
کارگر ای صخره ستبر ستم کش بر سینه کویر عطشناک! غارتگران غرب کار تو را هدف گرفته بیاندیش پیکار هر چه ایل و قبایل جنگ جهانی اول جنگ جهانی دوم کشتار شیلی و کنگو
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 20, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
خوشا رزم و خوشا فریاد خوشا خشم و خوشا فریاد خوشا مشت گره کرده به سوی وادی بیداد خوشا بغض فرو خورده، ز ماه و سالهای دور که اینک سر خوش و مستانه بشکفته و با گلواژههای عشق و آزادی فراز بام میهن، میکند پرواز ***
دستهبندیشده در: احمد موسوی، شعر | برچسبها: احمد موسوی، رزم و فریاد | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 19, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
پیوستن آه چه هلاکم گوئی در کویری نمک زار بدنبال قطره ای سراب را دنبال می کنم اما می روم می روم تا در سحرگاهی سرخین در جشن شقایقهای وحشی برگونه ی سرزمینم بوسه زنم و پیکر لخت و زخمی کویر را میزبان دریا کنم. …
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 18, 2012 به وسیلهٔ پيشگام
اثر شاعری از نیکاراگوئه- Gloconda Belli اعتصاب اعتصابی می خواهم من،اعتصابی همه گیر اعتصاب بازوها،پاها،موها اعتصابی که از تن هامان همواره باز بروید اعتصابی می خواهم من، اعتصاب کارگران،راننده های اتوبوس،
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 10, 2012 به وسیلهٔ فرهنگ
نامۀ رفیق احمد خرم آبادی به مادرش سروده شده قبل از قیام ٥٧ مادر محبوب! سلام دست پردرد تو را میبوسم. برادرانام خوباند؟ راستی مادر جان! رفیقان عزیزی که زمن میپرسند لطف کن عرض سلامام برسان. پدرم! آه مادر دیشب خواب دیدم پدرم بیمار است روی مهتابی مشرف به حیاط خفته در بستری [...]
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در آوریل 6, 2012 به وسیلهٔ فرهنگ
ارنستو چهگوارا: آوازی برای فیدل (۱۹۶۷ -۱۹۲۸) تو گفتی که خورشید بر فراز خواهد شد. بیا برویم از آن راههای بینقشه تا تمساحِ سبز را که بدان عشق میورزی از بند برهانیم. بیا برویم اهانتها را بروبیم با ابروانمان که جاروب شدﻩٔ ستارگان شورشی تیره است. یا پیروز خواهیم شد یا از کنارِ مرگ خواهیم [...]
دستهبندیشده در: شعر | بیان دیدگاه »