نوشته شده در فوریه 10, 2012 به وسیلهٔ فرهنگ
مجموعه شبگیر اثر هوشنگ ابتهاج (ه .ا. سایه) پرده افتاد پرده افتاد صحنه خاموش آسمان و زمین مانده مدهوش نقش ها رنگ ها چون مه و دود رفته بر باد مانده در پرده گوش رقص خاموش فریاد پرده افتاد صحنه خاموش وز شگفتی این رنگ و نیرنگ خنده یخ بسته بر لب گریه خشکیده در [...]
دستهبندیشده در: هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) | بیان دیدگاه »
نوشته شده در اوت 28, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
به ناظم حکمت امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) تهران، اسفند ۱۳۳۰ مثل یک بوسه گرم، مثل یک غنچه سرخ، مثل یک پرچم خونین ظفر، دل افراخته ام را به تو می بخشم، ناظم حکمت! و نه تنها دل من، همه جا خانه تو ست: دل هر کودک و زن، دل هر مرد، دل هر آن که [...]
دستهبندیشده در: هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) | بیان دیدگاه »
نوشته شده در اوت 22, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
مجموعه مثنوی اثر هوشنگ ابتهاج (ه .ا. سایه) شمع و سایه دوش در عزلت جان فرسایی داشتم همدم روشن زایی شمع آن همدم دیرینه ی من سوختن ها را ایینه ی من همه شب مونس و دمسازم بود همدم و همدل و همرازم بود گرم می سوخت و می ساخت چو من مستی خویش همی [...]
دستهبندیشده در: هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 22, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
مجموعه زمین اثر هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) مرجان سنگی است زیر آب در گود شب گرفته دریای نیلگون تنها نشسته در تک آن گور سهمناک خاموش مانده در دل آن سردی و سکون او با سکوت خویش از یاد رفته ای ست در آن دخمه سیاه هرگز بر او نتافته خورشید نیم روز هرگز [...]
دستهبندیشده در: هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 10, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
مجموعه راهی و آهی هوشنگ ابتهاج(ه.ا.سایه) زندگی نامه یادها انبوه شد در سر پر سرگذشت جز طنین خسته افسوس رفته ها را بازگشت دیباچه خون نه هراسی نیست من هزاران بار تیرباران شده ام و هزاران بار دل زیبای مرا از دار آویخته اند و هزاران بار با شهیدان تمام تاریخ خون جوشان مرا به [...]
دستهبندیشده در: هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 5, 2011 به وسیلهٔ فرهنگ
اشعار زیر از آثار هوشنگ ابتهاج (ه.سایه) است وبه درج آن می پردازیم و در آینده نیز آثار دیگری از این شاعر درج خواهیم داشت. مجموعه یادگار خون و سرو برای روزنبرگ ها خبر کوتاه بود – » اعدام شان کردند « خروش دخترک برخاست لبش لرزید دو چشم خسته اش از اشک پر شد [...]
دستهبندیشده در: هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) | بیان دیدگاه »
نوشته شده در دسامبر 10, 2010 به وسیلهٔ پيشگام
شعر زير را هوشنگ ابتهاج (هـ. ا. سايه)برای ناظم حکمت سروده است: به ناظم حکمت مثل يک بوسهي گرم، مثل يک غنچهي سرخ، مثل يک پرچم خونين ظفر، دلِ افراختهام را به تو ميبخشم، ناظم حکمت! و نه تنها دل من، همهجا خانهي توست: دل هر کودک و زن، دل هر مرد، دل هر کس [...]
دستهبندیشده در: ناظم حکمت، هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه)، شعر | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 18, 2010 به وسیلهٔ پيشگام
خبر کوتاه هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) “خبر کوتاه بود اعدام شان کردند! خروش دخترک برخاست لبش لرزید دو چشم خستهاش از اشک پر شد گریه را سر داد و من با کوششی پر درد اشکم را نهان کردم چرا اعدامشان کردند؟ میپرسد ز من، با چشم اشکآلود عزیزم، دخترم آنجا شگفتانگیز دنیاییست دروغ و [...]
دستهبندیشده در: هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه)، شعر | بیان دیدگاه »