رفیق فدایی حمید مومنی

اثری از فدایی رفیق حمید مومنی    h1

نامه‌ای ازحمید مومنی

حضرت آقای باقر مومنی

پس از عرض سلام بسیار،بهتر است موضوع را بی هیچ مقدمه‌ای شروع کنم: جلال آل احمد برای خودش حسابی مساله ای شده است.آن خدا بیامرز خوب فحش میداد،حرف های گنده می زد،لفاظی وحرافی خوب بلد بود،جاروجنجال راه میانداخت وخلاصه خودش را حسابی جا میکرد.نثرش هم،یعنی زبانش هم خوب بالاخره چرب ونرم بود،به هرحال از برکت این همه زیرکی برو بروئی هم پیدا کرد.درمیان این قحط الرجال ادبی وغیره،خوب وقتی کسی فحش میدهد،ازون فحش‌ها هم میدهد،طبعا عده‌ای را وعده‌زیادی را هم می تواند دوروبر خودش جمع کند.کسی هم نیست که این نورسیده‌ها را راهنمائی کند وبه شان بگوید که بابا وضع فلانی ازکجا خراب است-بگذریم ازاینکه عده‌ای ازدانایان قوم هم که فی نفسه آل احمدی بودند وبا آل احمدی پیش نبودند،تا ئیدش میکردند.

پس ازمرگ آن مرحوم هم وضع بدتر شد.آل احمد شهید شده بودد(۱)وآل احمدیهای دیگر هم برایش سینه می زدند،هر شهیدی هم که متاسفانه عزیز است.درنتیجه گرایش خلق الله به کتاب های او بیشتر شد.ناشرین هم آش شور را شورتر کردند.

خلاصه،فعلا چنین است که کتابهای آل احمد برو بروی زیادی دارد،تند وتند چاپ می شود وخیلی از آن‌هائی را که به هرحال میخواهد مغزشان تکانی بخورد،به چاله چوله میاندازد،گرفتار گنده‌گوئی‌ها وپرت وپلاگوئی های روشنفکری پرمدعا ودرعین حال مرتجع میکند.هیچ نقد درست وحسابی هم دربارۀ او وآثار او وجود ندارد.خلاصه مگر کسی ذهن خیلی فعالی داشته باشد تا بتواند ازچنگ این مزخرفات فرار کند،یا اینکه اتفاقی با آدمی برخورد کند که چیزی  سرش بشود،ورنه باید همانجور غوطه بخورد توی مردابی که توش افتاده،تازه تلف کردن اندیشه ونیروی فکری جوانان تنها مساله نیست،سرگرمی‌های تلویزیونی وغیره هم این کار را میکنند.مساله ی اساسی این است که آن خدابیامرز مرتجع بود وحسابی هم مرتجع بود ودرنتیجه آثارش ارتجاع را درزیر پوشش فریبنده ای روا میدهد.این راهم می دانم که آل احمد ممکن است زندگی تمیز وپاک وچنین وچنانی هم داشته بوده،ولی به من چه مساله کاربرد نهائی کارهای اوست.اواگر به قدرت مندان فحش میداد،ولی موضعش موضع ارتجاع بود.اگر هم از چیزی محرومش میکردند،خوب کسانی دلشان براش می سوخت،ولی چیزی نداشت که به دلسوختگان خودش بدهد،بجز همان حرف‌هائی که به صورتی دیگر ازدهان ظالم در نمی آید ویا ازدهان ظالم مرتجع تر درمی آید.او با هرچیزی که برخورد میکرد،موضعش موضع ارتجاعی بود:با خط وتغییر خط با روستا،با علم،بافرهنگ،باتکنولوژی ویا هرچیز دیگر،ساده دلان هم میدند که خوب همه ی این چیزها،به این صورتش بد است،در نتیجه نظر آقا را ترجیح می دادند.عیب کار از همینجا بود.

القصه من شما را حلال بالقوه‌ی این مشکل میدانم،مثل اینکه می گویند،قرار است آقای به آذین کاری راجع به آل احمد بکند،راستش من ایشان را قبول ندارم،البته برای این کارومحافظه کاری خواهند کرد وخلاصه نخواهند توانست پته‌ی طرف راروی آب بریزند.خلاصه اقای مومنی دست ما به دامانتان،این کاررابکنید،حتما بکنید،احتیاج هست.زودتر هم بکنید.لازم نیست شک آکادمیکه داشته باشد.قابل استفاده باشد .فقط.

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: