طنز

روبروی جماران

با اجازه شاعر

بگرفت م آفتابه که گیرم ره جماران       آنها گرفتند راهم و گفتند اجازه نیست

گفتم که تا تو اجازه آری از رژیم      من تمام کرده ام به خویش، بگفتا چاره چیست

یاران نظر کنید که جز من به روزگار      آن کس که بی اجازه تمام نکرده کیست؟

                                             ***

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: